موجان کجاست؟

بنام آنکس که صدف هستی از وجودش شکل گرفت

 

جهان-آسیا-ایران-تهران-قم-دستجرد-موجان

 

تهیه وتنظیم :عمو تقی ساده موجانی

 

از شما عزیزی که وارد وبلاک شده ومتن زیر را می خوانید خواهش می کنم اظهار نظر نمایید

 

آنچه شما در زیر میخوانید نگاه من است به یک روستا در خطه خلجستان از توابع استان قم. نگاهی که صرفا خلاصه ای از یکجامعه شناس روستایی است وفقط وفقط به نشانه ادای دین به سرزمینی که مهد فرهنگوخاستگاه مردان بزرگی درعرصه فرهنگ وهنروعلم وسواد درکشور عزیزمان ایران است ؛نگاشته شده است.

 می دانم کامل نیست وکم نیستند آنهایی که بهترازمن رازهای این خطهرا می شناسند وبا مهد مادریشان نجوای عاشقانه داشته اند وبدان مهروزیده اندوبهترازمن خواهند توانست حق مطلب را ادا کنند .ولی گفتم من هم به نوبه خوددرآغازاین معرفی کاری کرده باشم .

هرگاه خواسته باشید به این روستا سفرکنید از قم که خارج شدید 72کیلومترکه درجهت مغرب بروید به موجان می رسید و مسیر به این شکل است وقتی از قم  یه سمت سلفچکان می روید نرسیده به سلفچکان یا از سه راهی تاج خاتون یا جنداب یا از سه راه سلفچکان به سمت ساوه میروی تا به باغیک  می رسی بعد از باغیک یه سه راهی باغیک می رسی که به سمت تفرش می رود ؛در این مسیر بعد از روستاهای چون احمد آباد ؛وزنه ؛سناوند؛طینوج ؛گیوو عیسی آباد به شهر دستجرد می رسیم ؛یعنی سمت راست شما دستجرد قرار دارد وسمت چپ وقتی از دوربرگردان جاده تفرش به سمت قم بر می گردیم اول جاده آمره ؛زیزگان وبعد از آن خروجی  دیگری وجود دارد که به سمت موجان می رود در این مسیر ابتدا به روستایی کم خانواری به نام همت آباد می رسیم بعد از همت آباد از رودخانه که گذشتیم در یک شیب نسبتا زیاد به سه راهی می رسیم که جاده سمت چپ به روستای منصور آباد وسمت راست که باشکافی در دل کوه مشخص می باشد به سمت موجان ؛بعداز گذر ازاین شکاف مجدداً باید مسیر جاده را که به سمت قله کوه می رود ادامه دهیم اینجا مشهور است به کَتِک (  katek ) از این منظر تمام روستای وشاره وموجان قابل دیدن است ومنظرگاهیست بسیار زیبا ؛وقتی از این شیب نسبتان تند به پائین می رویم به روستای وشاره می رسیم که جاده از بین خانه های وشاره می گذرد ؛وقتی روستای وشاره تمام شد به سربالایی (قوش یالِ) می رسیم که از روی رودخانه دره تاریک  میگذرد سمت چپ این جاده در بالای سربالایی کوره آجرپزی معمار است وسمت راست آن زمینهای مزرعه قناعت نو(ینگِ قناعت) از املاک موجان است ؛در مسیر این جاده که به سمت موجان می رویم دکلهای برق فشار قوی را می بینیم که در راستای جاده به سمت اراک ادامه دارند؛ در ادامه وقتی رودخانه ینگه قناعت را رد کردیم در سمت چپ جاده کوهی بلندی بنام قافلانکوه هست که هرگاه در صبحگاهان در راس آن قرار بگیری کوه دماوند قابل رویت است؛ کوه را که رد کردی سمت چپ یک زمین فوتبال هست که تقریباً حالا شکلی از یک زمین هست چون تیرهای تلفن از وسط آن عبور کرده است؛ در بالاترین نقطه یعنی پشت در وازه ای  که در سمت موجان هست یک دکل برق استوار است که   رختکن فوتبالیستها بود.

بعد از زمین فوتبال اگر به سمت چپ نگاه کنی در دامنه قافلانکوه منبع آب زمینی از جنس سیمان قرار دارد ؛سمت چپ جاده در کنار رودخانه سرخده موتورخانه وچاه آب آشامیدنی روستا ؛ودر سمت راست منبع آب آهنی (هوایی) هست که محل خاطرات میانسالان امروز است بخصوص روزی که قرار بود این منبع آب را بلند کرده وسرپا نگاهدارند ؛بعد از منبع آب  مدرسه راهنمایی را می بینید که در سالهای اول انقلاب ساخته شد و مدرسه راهنمایی که قبل از آن در منزل اسدالله قزاقی(اسدالله پاسبان)بود در زمان مدیریت آقای منصور بابائیان به این مدرسه انتقال یافت وتقریباً دانش آموزان متولد ١٣۴٨به بعد راهنمایی را در این مدرسه می خواندند. یادم باشد مکانهایی را که در گذشته مدرسه بوده را برایتان بنویسم.

یادم هست در روزی که  مدرسه راهنمایی افتتاح شد ومیز و صندلی ها را از منزل اسدالله پاسبان به این مدرسه انتقال می دادند زنده یادان شهیدان محمد رضا ساده و محمد قزاقی نیز بودند در روز اول شهید محمد رضا ساده همراه عباس ساده که پسر خواهر آقای بابائیان بود وقتی به داخل سالن رسیدند ؛(چون مدرسه نوساز بود وسفید کاری شده بود وقتی در راهرو صدا می کردی انعکاس صدا خیلی جالب بود وآنروز تقریباً همه بچه ها وقتی بابائیان نبود وقتی به داخل مدرسه می رسیدند سرو صدا می کردند وحالی میداد)این دو نقر یعنی عباس ومحمد رضا هم مثل بقیه شروع کردند یه (قی یا)داد کشیدن که ناگهان چشمتان روز بد نبیند بابائیان رسید وآندو را کشید کنار وبه هر کدام یک کشیده زد و کتک خوردنها نیز افتتاح شد .

در کنار این مدرسه مدرسه ابتدائی هست که ساخت آن مقارن است با ساخت حمام جدید؛

بعد از مدرسه ها به چهار راهی میرسیم که سمت چپ این چهار راه مرغداری تاجیک (حسن قمی)هست وجاده سرخده ؛در ادامه جاده ای که تا به حال آمده ایم جاده خاکی بهارستان (خراب)؛وبلاخره سمت چپ چهار راه رودخانه جدیدی هست که وقتی ازآن بگذریم به سمت موجان می رویم  بعداز گذشتن از رودخانه سمت چپ قبرستان واقع شده ودر ابتدای قبرستان غسالخانه وگلزار شهدایی است که محل دفن شهیدان علی ساده پدر این بنده حقیر کثیر التقصیر است وشهید دیگری که در این گلزار دفن شده محمد قزاقی فرزند بشیراست ویک قبر یادبود نیز برای محمد رضا ساده فرزند شهید علی ساده نیز در این مکان وجود دارد.

بعد از قبرستان  زمینهای زراعی  و....

به روستای موجان خوش آمدید.....

                                                      

  محدوه جغرافیایی موجان :

 روستای موجان از غرب حدی به روستای خراب(بهارستان) واز شرق حدی به روستای وشاره واز شمال حدی به روستای جوزه وزیزگان واز سمت جنوب به روستای سرخده  جمعاٌ حدود     200هکتارمیباشد                                      

 

. گویش محلی مردم موجان « خلجی » نام دارد که تا حدودی به ترکیشبیه است وبه همین خاطر خیلی ازموجانیها با اهالی روستاهای ترک زبان اطراف براحتیارتباط برقرارکرده وبا درک متقابل از یکدیگر بین شان صمیمیت ومحبت وجود داشته است .. زندگی مردم پرازقصه ها واسطوره های کهنیاست که هنوز رگه هایی ازآنها گرمی بخش شب نشینی های مردم این روستاست.این داستانهادرشب نشینی ها ومعمولا بهنگام خوردن کشمش ؛ نخود چی ویا هرچه که خود درسنت محل بدان(شب چره )می گویند با آب وتاب تمام تعریف می شوند. قسمت زیادی ازداستانها بهخدمت سربازی وفرار کردن از دست ماموران یا از پادگان و تنبیه شدن در باز داشت گاههای ژاندارمری و کارکردن های طاقت فرسا در بیابانها بخصوص هموار خستک و درو کردن جو در حاجی آباد لکها وکار کردن در حرفه مشهور آنوقت موجانی ها یعنی لحاف دوزی در تهران و محله گود عربها یا بیسیم  درگیری های مردم با باجگیران دولتی ؛ مباشرین خانهاوارباب های قدیم ؛ بزرگی عروسی ها ویا قدرت کارکردن افراد درجوانی گاهی هم رکبی زده و از شیطنت های نوجوانی وجوانی خود یا دیگران یاد می کنند مثل پاتک زدن به مزارع روستا های همسایه مثل وشاره ؛سرخده وباغهای بَچّشمهگاهی نیزبا چاشنی مبالغه های پراکنده همراه می شود. شهررفته هاهم هرازگاه با تلنگریبه خاطرات قدیم خود شیرینی این یادگارهار را در ذهن مرورمی کنند.بخصوص وقتی در فصلهای بهار وتابستان در روستا دور هم جمع می شوند یاداز قدیمها کرده و تداعی خاطرات می کنند وساعاتی را با یاد آن ایام خوش هستند بخصوص اگر میانسالانی باشند که در مدرسه های دستجرد درس می خواندند و ازخاطرات مسیر رفت وبرگشت به دستجرد یا خانه های مجردی که اجاره می کرده اند و یا برخورهایی که در مدارس با همکلاسیها ویا معلمها داشته اند بسیار شنیدنیست.

 

                                                          

 آب وهوای موجان  نیمه بیابانی استدرزمستان سرد وخشک است واین سرمابعضی اوقات حتی تا اوایل تابستان هم حس می شود. منبارها شاهد بوده ام که تااول تابستان هم مادر بزرگ خودم کرسی اش براه بوده وآدمازنشستن زیر کرسی لذتی عمیق احساس می کند. ازاوایل پاییزهم دوباره بساط کرسی براهاست . مثل خیلی از روستا های ایران که بسیارخود کفا بودند؛در موجان قدیم نیز؛بیشتر سوخت کرسی ها را هیزم وذغال وپهن کوسفند یا کرمه (karma) تشکیل میداد که این آخری راازمخلوط پهن یا همان تپاله گاو و گوسفندها درست می کردند وامروزه باورود کرسی هایبرقی وبخاری های گازی و دیگروسایل گرم کننده به زندگی مردم ؛ دیگراستفادهازسوخت های قدیمی مرسوم نیست. در موجان قریب به اتفاق خانه هادردامنه آفتاب رو ساخته شده اند و همین باعث شده است که درایام سرد ؛ آفتاب نشینیمردم درکنار دیوارهای منازل ویا مهتابی های رو به آفتاب یا در کنار دیوار خانه ها در میدان اصلی بنام دروازه  بسیار دلچسب ومرسوم باشد . چندین درخت توت وگردو وبادام نیزلابلای خانه ها وباغها سرک می کشندو نمای روستا را ازیکنواختی در میاورند. ضمن اینکه درست در پشت سر روستا دو کوهقرمز  بنام های کِلَمَ قزّلار ؛و بِدِک قِزّلار بانمایی بسیار جالب قرار دارد . مقصودم فرم کوه است  که معمولا ایام بهار وتابستان محل گشتوگذارجوانهای بااحساس وپرشورهیجان روستا وموجانی هایی است که از تهران وقم و یاحومه این شهرها به آنجا آمده اند. خانه های موجان به جز اینهایی که درده پانزده سالاخیرساخته شده اند بیشترازجنس خشت وگلی هستند واگرچه بعضی هاشان دروضعیتی غمبار رو بهویرانی اند ولی هنوز خوب مانده اند. پایه های محکم این خانه های خشت وگلی سالهاضربات بی مهابای باد وباران و کولاک های زمستانی را بجان خریده وپایدارمانده اندولی من فکر می کنم بی مهری آدمها بیشتربرجراحت دل این دیوار هااثرکرده وآنها راتخریب کرده اند. آنهایی که سالهاست بی خبراز آب و ریشه شان راهی شهرهاشده اندوکمترهم وقت می کنند مظاهر شهری را کنار گذاشته وبی کلاسی کنند وبه روستا بیایند. شایدهم دوست ندارند دهاتی خطابشان کنند !!! شاید هم قفل وزنجیرهای شهر دیگر اجازهنمی دهد آد مها صفای روستا را باحقه ها وفریب شهرعوض کنند . هر چه هست نمی دانموشاید من هم خودم ازاین آدمها باشم .!!!!

 

                                                          

یکی از همکاری های اجتماعی که همه از آن یاد می کنند خشت زدنهای دسته جمعهی ونی بافتن روی بام خانه است که اکثر مردم وقتی شخصی استمداد می کرد به کمک او می شتافتند ودر کمترین زمان کار را به اتمام می رساندند.

باوجود آهنی شدن درب ورودی خانه ها دراینچند سال اخیردیگر خبری از آن دربهای چوبی که بعضاًمنبت کاری شده بودند وبا مثمارهایی به هم متصل وتقریبا اکثریت آنها با کلوم باز می شدند وروی آنها انواع دستخط مثلا د د ت ویا شماره گذاری خانوار یا چیزهای دیگر نیست. داخل حیاط خانه ها قسمتی بود که به آن  اَقِل  می گفتند ودرایام گرمتر سال محل نگهداری گوسفند وگاوها بود و معمولا هم کمیآن طرف تر در برخی از خانه ها ازآن توالت های روبازو یا سقف دار بدون در قرار داشت !!! . البته ایناواخر به خاطر پیشرفت های بهداشتی استفاده از این توالت های رو باز openکمتر شده است  .

معماری روستا ازنظم خاصیتبعیت نمی کند وهمین عامل باعث شده است کوچه های موجان پر ازپیچ وخم باشند کهدرزمستان پر ازبرف روفته شده ازبامها شوند وگذرازآنها دشوار شود؛ خیلی از بزرگتر ها یاد می آورند سالهایی را که آنقدر برف در کوچه ها جمع می شد که مردم برای عبور و مرور بخصوص در مسیر کریز (همان چشمه ای که آب آشامیدنی مردم از آن تامین می شد) در زیر برفها تونلی ایجاد می کردند تا  عبورو مرور ممکن شود.

در سالهای اخیر از تهران وقم واراک و کرج نشین ها و بطور کلی آنهایی که به شهر های بزرگ رفته اند مازاددر آمد های خود را در موجان سرمایه گذاری کرده وبا نظم بخشیدن به خانه ها ومعماریآنها از تخریب وطن شان جلو گیری کرده اند که این کار بسیار قابل تحسین است .

 این هم عکسی از استخر سدانگه درکنار خانه قدیمی (که توسط کبل محمدبابای عباسعلی پاسبان وغلامحسین فرزند ساخته شده است)

 

                                                  

اگرچهازنظرجغرافیایی موجانی وسعت زیادی ندارد ولی برای تسهیل درتمایز مکانها موجان بهچند محله تقسیم شده است که مهمترین محله ها را محله دروازه ؛ محله ینگه قلا ؛محله قلا اشکه ؛استرخانه؛ یوقّرکوچه؛ بافیلو تشکیل میدهد .

 آنهایی که بضاعتشان اجازه میداده است خانه های آجری جدید سازدرموجان رارونق داده اند وبعضی هم مدرنیته رابا سنت قدیم تلفیق وقسمت های خراب شده را با همانبافت قدیمی وصله کرده اند که دیدنی است

 . در بیشترخانه ها  طبقه دومی هست به نام بالا خانه؛ وبی اغراق میتوان گفت که هیچ خانه ای نیست که بیشترازدوطبقه داشته باشد .

دربافت قدیم روستای موجان در تمامی خانه ها –گاه انبار-تنورستان-طویله-آغل-پسینه-وبالاخانه بود؛  به اتاق هایی که برایمواقع خاص و یا مهمان ها اختصاص می یافت بالاخانه گفته می شد که معمولابا فرش وگلیم های دست باف ودرشت فرش می شدند. بالاخانه ها جاهای دنجی محسوب میشدند. لآن هم گاهی عکس هایی اززمان جوانی پدربزرگ ها بردیوارشان پیدا میشود. پرده هاییقشنگی منقش به بته جقه وگلهای سرخ و یا رنگهای تند دارند و بیشترازجنس پنبه ویا چیتهستند. در طاقچه هایشان هم بعضا کتابهای قرآن ونصاب الصبیان و یا نسخه های چاپ سنگیدیوان اشعار پیدا میشود . دربعضی ازاین بالاخانه ها جاجیم ویا فرش های دست بافییافت می شوند که درنوع خود بی نظیرند ومادربزرگها با وسواس خاصی با آنها زندگی کردهوازآنهامراقبت می کنند.

در سالاهای اخیر استفاده ازورق های شیروانی درخانه هایی که صاحبانشان وقتبرف روبی های طاقت فرسای زمستان را ندارند روبه گسترش است ولی هنوزکم نیستند خانههایی که سقف هایشان را با تیرهای چوبی درختان صنوبر؛ بید وشاخه های آن پوشانده است. با اینکه دیوارداخلی اتاق های نشیمن خانه ها تقریبا هرسال با پودرسفیدی که همان خاکسفید محلی است و دارای معدن است؛خانه ها از داخل بسیاردیدنی است. بعضیهایشان اینقدر دود خرده وسیاه هستند که حدوحساب ندارد .. دراتاقهای اندورنی که پسینه یا ایچرکه هو نیز گفته می شد و محلنگهداری وسایل محسوب می شوند بسته به حرفه پدر خانواده چیزهای عجیب وغریب فراوانییافت می شود !!! . ازظرفهای مسی وقابلمه های رویی گرفته تا سینی های مجمعی بزرگوکوچک وطناب های متعلق به پنجاه سال پیش !!. و پی سوزهای قدیم که به عنوان چراغاستفاده می شده است و اکنون به نوع خود عتیقه محسوب می شوند. خورجین های دستبافوگونی های گندم وجو وچرخ های نخ ریسی قدیمی و دوکهای مربوطه ؛ وسایل جدا نشدنی اینخانه ها هستند . در برخی از خانه ها هم دستاس های سنگی که به عنوان اسیاب از آناستفاده میشده است هنوز موجود است . روی رفها وطاقچه های اتاق ها هم وسایلریزودرشتی یافت می شوند که به امید بکارآمدن درروزی لای درزخشت ها چپانده شده اند . دارهای گرد وغبار گرفته قالی ؛ انواع داس ؛ شانه های قالی بافی ؛ اره ؛ الک های آرد؛ کشکمال های کشک سابی وچراغ های لمپا از دیگروسایل موجود در قریب به اتفاق ایناندرونی ها هستند که واقعا دیدنی هستند ودر نوع خود عتیقه محسوب میشوند و ساکنانقدیمی هم قصد دل کندن از آنها را ندارند !!. هرکسی سعی کرده است خرمن محصولاتشرادرنزدیک ترین محل به خانه بسازد.

طبیعت موجان
:

دراطراف موجانمزرعه های متعددی وجود داردکه بیشتروقت مردم صرف کشاورزی در این مزارع می شود . کشتگندم وجو وسیب زمینی ولوبیا ونخود و غیره مهمترین فعالیت کشاروزی مردم است که باانگور و بادام وگردو و سیب وبعضی میوه ها از این قبیل تکمیل می شود .  به نوعی می توان گفت مهمترین محصول این روستا همانطوری که از نامش پیداست همان انگور وفراورده های آن مثل آب غوره؛شیره ؛ کشمش ؛ قوره قوره؛ برگ مو؛ وسرکه و...

خواص انگور و فراوردهایش را هم بخوانید تا بعد از این بی توجه  از کنار تاکستانها نگذرید وتامل کنید که خالق هستی چه شاهکاری دارد.

انگور میوه‌ای است بهشتی که شامل ویتامین‌های آ، ب، و ث می‌باشد هم چنین دارای مقداری منیزیم، کلسیم، آهن،‌ فسفر، پتاسیم و آلبومین است‌. امروزه در طب درمان‌های طبیعی (نتروپت), از رژیم‌های مختلف انگور استفاده می‌کنند. همچنین این میوه را برای درمان بیماری‌های یبوست،‌ عوارض رماتیسم، کم‌خونی و حتی پیشگیری از سرطان  سودمند می‌دانند‌.

انگور هم لاغر کننده است و هم چاق کننده بدین گونه که اگر انگور را از صبح تا ظهر خالی میل کنید لاغر کننده است و اگر آن را همراه با غذا میل کنید چاق کننده است. توجه داشته باشید وقتی انگور میل می‌کنید پشت آن آب سرد ننوشید و یا میوه‌های خشک مانند برگه هلو و غیره را با انگور و آب میل نکنید، زیرا دچار دل درد می‌شوید.
 

یکی از خواص انگور، صاف کننده و مولد خون بودن  آن است‌. انگور قند خون را نیز تنظیم می‌کند. به علاوه انگور قرمز برای تصفیه خون و خون سازی از انگور سبز هم بهتر است. البته افرادی که قند خون پایین دارند می‌توانند از انگور

/ 1 نظر / 110 بازدید
یحیی گل‌وردی

سلام و عرض ادب از زحمات ارزنده‌ی شما قدردانی می‌نمایم و امیدوارم موفق و مؤید باشید.