قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

هر وبلاگی به جز این وبلاگی که از امشب تعطیل شد مورد تائید من نیست .چنانچه از این نام در جایی استفاده شده باشد پیگرد قانونی دارد

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩

زبان خلجی در روستای موجان

کلمات کلیدی :موجان، mojan

خلجستان-موجان


زبان خلجی در موجان

در ابتدا پیشنهاد می کنم این متن که مربوط به آقای جمراسی هست را مطالعه بفرمائید که بسیار شیوا آمده بعد در مورد خلجی روستای موجان مطالب را بخوانید:

خلج ها یادگار ترک های باستان،جمراسی،علی اصغر(۱۳۸۵)،تهرا ، نشر پیام پویا.

این کتاب حاصل پژوهش آقای علی اصغر جمراسی (فراهانی) است که در سال
۱۳۸۵
به چاپ رسیده است.هدف از نوشتار این کتاب بنا به نظر مولف تدوین اثری مستقل پیرامون تاریخ قوم خلج وتولید ادبیاتی در این حوزه در راستای پاسخگویی به نیازهای دانشوران ترک شناس است. اما شاید مهمتر از همه این موارد هدف اصلی می تواند آشنا کردن مخاطبین و خلج زبانها با تاریخ گذشته خویش و ایجاد انگیزه جهت تقویت هویت فرهنگی آنان باشد. از این حیث که قوم خلج دارای فرهنگ و آیین مستحکم و قوی بوده که از غنای تاریخی کهن برخوردار می باشد. روش تحقیق در این کتاب برپایه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ایی است.این کتاب از نظر ساماندهی مطالب علاوه بر پیشگفتار از یازده فصل تشکیل شده است که اهم مطالب آن عبارتست از:مفاهیم لغوی،اصطلاحی ، مکانی و نژادی اقوام خلج،جایگاه و موقعیت خلج ها ،نقش این قوم در طول تحولات تاریخی حکومتها،گروه بندی های داخلی خلج ها و آثار تاریخی ، فرهنگ و آداب به جا مانده از خلج ها.در ادامه تلاش می کنیم به ارائه مختصری از یافته های این قوم بپردازیم.لازم به ذکر است این نوشتار فقط به معرفی این اثر پرداخته و مستندات و شواهد دال بر صحت مطالب بر عهده نویسنده اثر می باشد و نگارنده به این علت که این اثر بخشی از زوایای تاریخی قوم مهجور و ناشناخته را مورد کنکاش قرار داده و به جامعه علمی ارائه داده است به معرفی این اثر پرداخته است.

خلج به معنای محل و به معنای قوم است.خلج به معنای قوم یکی از اقوام بیست و چهارگانه ترک محسوب می شود که دارای فرهنگی غنی و کهن می باشد.این قوم چهارده قرن پیش به اتفاق توخسی ها و چیگیل ها که شاخه ای از خلج ها بودند قسمتی از اتحادیه عظیم خلج را تشکیل می دادند.خلج ها پیش از اسلام تا قرن هفتم میلادی در یک موقعیت جغرافیایی واقع در ترکستان بزرگ،از غرب به شرق بین فرغانه،تالاس،سمرقند ،بالاساقون،اوچ تورفان و از شمال به جنوب از حوالی دریاچه بالخاش تا تخارستان ، ایسی گول و ایلی سفلی سکونت داشته اند.خلج ها با گذشت ایام از این اتحادیه خارج شده و به مغرب و جنوب غربی کوچ کرده اند.در نیمه اول قرن هفتم میلادی بخشی از اقوام خلج از رود جیحون عبور کرده به سمت افغانستان کنونی یعنی سیستان کابل مهاجرت نمودند و در کابل و غزنه حکومت تشکیل دادند.عده ای از آنان نیز در قرن هشتم میلادی خود را به هندوستان رسانده و سلسله ای به نام “ترک شاهی” را بوجود آوردند که به روی سکه ها و روی تاج پادشاه آن ها به رسم قبایل ترک، شکل گرگ ترسیم شده بوده است.

خلج همواره در طول تاریخ به کثرت قوم و جمعیت شهرت داشته است.مورخین ایرانی و عرب نیز همواره اسم این قبیله را کنار سایر اقوام امثال هندی و افغانی و ترک به صورت جداگانه آورده اند.اویغورها با استعانت خلج ها مغولستان را تسخیر کرده و در سال
۷۴۵میلادی دولت اویغور را بنیان گذاشتند.این امپراطوری به مدت یک قرن دوام آورد ولی بعدا خلج ها بر علیه آنها قیام کردند ولی شکست خورده و مجبور به مهاجرت از ترکستان شرقی به غربی شدند. از این تاریخ به بعد خلج ها حیاتی توام با پراکندگی و متفرق را گذراندند و در همین تاریخ بخشی از خلج ها از ماوراء النهر عبور کرده و به سمت خراسان بزرگ مهاجرت کردند.از اوایل قرن دهم میلادی همزمان با پذیرش اسلام توسط اقوام خلج بخشی از خلج ها به خدمت سلطان محمود غزنوی درآمدند و توسط وی در مناطقی از خراسان بزرگ از جمله ابیورد مسکن گزیدند.اما با جانشین سلطان محمود یعنی مسعود غزنوی نتوانستند مماشات نمایند لذا در جنگ دندانقان از طغرل سلجوقی حمایت نمودند و پس از شکست مسعود غزنوی و فرار او به سمت هند بخش عظیمی از قوم خلج همراه با طغرل سلجوقی بر اساس دعوت خلیفه عباسی به مرکز ایران آمدند و در نواحی ری،ساوه، همدان و اصفهان ساکن شدند.تحقیقا خلج های ساکن خلجستان استان قم و مرکزی از بازماندگان سپاهیان سلجوقی هستند که پس از تحمل رنج های طاقت فرسا در این مکان ساکن شده اند. در حال حاضر خلج ها در نواحی بین قم ،ساوه،تفرش و آشتیان که به خلجستان معروف است اقامت دارند که جمعیت آنها در سراسر ایران حدود پنجاه هزار نفر است که به زبان و گویش خلجی سخن می گویند و علی رغم محصور بودن در میان سایر اقوام ،فرهنگ و آیین خود را حفظ نموده اند. ولی متاسفانه به علت بی توجهی به غنای فرهنگی این قوم هر روز شاهد تحلیل این قوم کهن هستیم و جای تاسف دارد که ممکن است به زودی شاهد نابودی زبان و آثار فرهنگ کهن این قوم باشیم

اسامی روستاهای خلج زبان

 

 أ‌-    روستاهای‌خلج زبان شهرستان قم

 

1- بخش کهک: ونارچ

 

        2- بخش‌خلجستان:

 

              أ)دهستان قاهان:شادقلی (شاهقلی)، مهرزمین، کاسوا،انجیله، ونان،اسفید، چاهک.

 

              ب)دهستان دستجرد: سرخده،سفت، ،زیزگان،عیسی آباد، سفیداله، فوجرد،موجان ،      منصورآباد،جوزه، چریک آغاج

 

پ)دهستان راهجردشرقی: عنایت بیک،اسلام آباد،تاج خاتون،دیزیجان،باغ یک،یکه باغ،زواریان،جنداب وسلفچگان.

 

 ب- روستاهای‌خلج زبان‌شهرستان تفرش

 

1- بخش مرکزی: سربند،کشه،دارستان،سفیدآب

 

       2- بخش فراهان:تلخاب،درمنک،واشقان و روستای خلت آبادکه تاچندی پیش به زبان خلجی سخن می گفتند ولی مدتی است که جوانان این روستاخلجی رافراموش کرده به زبان فارسی سخن می گویند.

 

پ - روستاهای خلج زبان شهرستان‌آشتیان

 

   محسن آباد،زرنوشه، سقرجوق،نادرآباد، بن چنار ، هزارآباد، ورسان، سرهرود، کردیجان، بهارستان،مزرعه نو،خوراک آباد،سعدآباد،فیض آباد،موسی آباد ، ینگچه، نوده.

 

لازم بذکر است که خلج زبانها در کشور به صورت پراکنده هستند لیکن در استان مرکزی و استان قم بیشترند

بعضی از اصطلاحات و کلمات این زبان در روستای موجان به شرح ذیل می باشد:

ردیف

اصطلاح فارسی

معادل خلی

1

امروز

بِ ین

2

دیروز

اَن گِر

3

فردا

صَ با یِ

4

یک

بی

5

دو

اَ کّه

6

سه

اِچ

7

چهار

ترت

8

پنج

بِش

9

شش

آلتا

10

هفت

یِ ته

11

هشت

سَ کِز

12

نه

تُقُّز[1][1]

13

ده

اَن

14

یازده

اُن بی

15

بیست

یرمی

16

سی

هُتُّز

17

چهل

قِّرقّ

18

پنجاه

الّیی

19

شصت

التمش

20

هفتاد

هیتمش

21

هشتاد

سن سن

22

نود

تُخسان

23

صد

ییز

24

هزار

مین

25

بُز

اچّی

26

میش

قُّن

27

بزغاله

اوقلاقِّ

28

بره

قُّزه

29

گاو

سِقِر

30

الاغ=خر

اَشگَ

31

مرد

هر

32

زن

کیشی

33

بچه

کال

34

پسر

اُغُل

35

دختر

قّیز

36

بابا

بابا

37

مادر

نه نه

38

آبجی

باجِ

39

عقدبسته

آتقلُق

40

زن عمو

زن آمِ

41

پدر زن

قادن بابا

42

مادر زن

قاد نَبَ

43

پدر بزرگ

بِدِک بابا

44

اسب

هَت

45

شتر

تَوَ

46

سگ

ایت

47

گربه

پُشُک

48

کرّه

کادک

49

مار

یلان

50

گنجشک

قُش

51

جغد

بِقُش

52

کلاغ

قاقّ

53

اکّه-زاغک

هاچلاقّ

54

موش

سِچقان

55

مورچه

قُمُرقاچ

56

زنبور

هاره

57

تابستان

یاز

58

زمستان

قِّش

59

روز

کِندز

60

شب

کِچَ

61

تاریکی

قَّرَنقُلُقِ

62

روشنایی

اِ شِ قّ

63

ابر

بُلُت

64

کوه

تاق

65

بیابان

بی یَ بان

66

آب

سوو

67

نان

هِک مَک

68

پیاز

سُ قَ ن

69

انگور

هیزِم

 




 



[1][1]درزبان خلجی در بعضی کلمات ما بر می خوریم به یک حرف که طرز تلفظ ان حالتی خاص دارد ؛یا به عبارتی حرفی به حروف الفبا اضافه شده است .به این صورت که این حرف از وسط حلق ایجاد می شود وتقریباً صدایی بین "خ "و"ق" و"غ "دارد یا به عبارتی  مخلوطی از این حروف  در عین حال  صدای هیچ کدام از این حروف را ندارد مثلا برف  در این زبان به این صورت نوشته می شود " قار" ولی موقع تلفظ  به هیچ وجه" ق" خوانده نمی شود بلکه دهان  به اندازه گفتن کلمه" ها" باز می شود وهمانطور که توضیح دادم به صورت حرف حلقی ادا می شود

یک حالت دیگر برای توضیح این حرف وجود دارد که هرگاه خواستیم این حرف را درست ادا کنیم حرف "ق"را بدونه در نظر گرفتن حرف قبل وبعد ؛به صورت مستقل  مشدد واز حلق  ادا می کنیم  وموقع نوشتن نیزبه صورت قراردای آنرا به صورت " ق" مشدد  می آوریم . پس دراین متن ومتونی که بنده در وبلاکم می آورم وبه زبان خلجی می باشد منظور از حرف"ق"مشدد  همین حرف است

بعضی کلمات واصطلاحاتی که با این حرف می آیند وتلفظ می شوند به شرح ذیل می باشد:

اصطلاح فارسی

معادل خلجی

قّار

برف

بلُق

روستا

اُغلاق

بزغاله

قُّلاقّ

گوش

یُقِّر

بالا

یُقاقّ

گردو