قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

هر وبلاگی به جز این وبلاگی که از امشب تعطیل شد مورد تائید من نیست .چنانچه از این نام در جایی استفاده شده باشد پیگرد قانونی دارد

چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠

نقالدی

کلمات کلیدی :موجان، mojan، اخبار موجان

یادش بخیر هرساله دهم بهمن ماه که می شد یکی از همشهری ها یه لباس خاص می پوشید یه تعدادی زنگوله به کمر و پاها و دستهاش می بست وبا حرکاتی بسیار جالب بین برفها در حالی که بچه ها دوره اش می کردن إ خونه به خونه می گشت و 50روز به عید مانده را خبر می داد . اونایی که یادشونه خوب می دونن چه حالی می داد . تقریبا شبیه عمو نوروز که در شهر ها فرارسیدن عید را خبر می ده این نقالده ما نیز با ترانه ترکی که می خواند می گفت 40روز از زمستان رفت و 50روز تا عید باقی مانده.

برای اطلاعات بیشتر ادامه مطلب را مطالعه نمائید .


 

در روستای موجان در گذشته های دورتر چوپانها 40روز که از زمستان گذشت  لباس خاصی می پوشیدند وبا بستن دعدادی زنگوله به دور کمر در منزل خان یا اربای که برای او گوسفند چرانی می کردند به حالت ریتمیک اشعاری که به نقالدی معروف است را می خوانده و به عنوان پاداش بعضی تنقلات و هدایارا جمع می کر د.

 

بعضی شعر هاش را که یادم هست می آرم و هرکجا اشتباه بود شما از قدیمی ها بپرسید و کاملش کنید یعنی در اظهار نظرات بیارید. ممنونم

چون این متن ترکی سروده شده پس به لهجه فارسی نخوانید که بی معنا خواهد بود.

 

 

نَقَلدی   های   نقلدی 

      قرق گدی  الیی قالدی 

   الیی کن ده سون سورالدی

التره   الترالر 

   ورتره   ورتره الر 

تقمز تقترالر

باز اومدم باز اومدم

اردک بودم غاز اومدم

از راه شیراز اومدم

باره کمین قاپس در  

   عمو تقی قاپسه در

قون وار بیر بوقدا  

 اچه سه وار بیر بوقدا

هاتن  هاتن اوقله وار

سورمه چکن   قیزه وار  

یاق یاق یاق   

مراسم نقالدی در روستای مشهد الکوبه

 جشن ناقالّی (چهلمین روز از زمستان) 

 

                     
  قبل از هر سخنی در این خصوص باید گفت که این مراسم سالهاست که دیگر در مشهدالکوبه برگزار نمی‌شود و آنچه در سطور زیر خواهد آمد براساس روایات مردم منطقه است. چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده یعنی دهم بهمن ماه هرساله دراین روستا   مردم جشن کوسه ناقالی برگزار می‌کردند و معتقد بودند که آمدن ناقالی شگون دارد و با خود خیر و برکت به همراه می‌آورد و موجب باروری و زایش میش و بزها و گاوها می‌شود از سوی دیگر چوپانان و بعضاً افراد فقیر و بی‌چیزی که اجرا کنندگان این مراسم بودند از این راه چیزی بدست می‌آوردند تا زمستان را راحت تر بگذرانند با فرارسیدن ایام ناقالی کودکان و نوجوانان و حتی مردم خوشحال می‌شدند چون براین باور بودند که کمر زمستان شکسته و بهار نزدیک است و این مراسم موجب تفریح، سرگرمی و تفنن آنها نیز بوده است.  بنا بر یک افسانه قدیمی ،حضرت موسی که در خدمت شعیب چوپانی می کرد،یک بار 50 روز به نوروز مانده سری به گوسفندان زد ومتوجه شد که همگی دو قلو به دنیا آورده اند. چون به خانه بازگشت از شدت شادی وخوشحالی به همسر خود مژده داد و به شادمانی پرداخت. این جشن در روزگاران قدیم مخصوص چوپانان و گله رانان بوده ولی امروزه ،دلاکان ،حمامی ها وافراد متفرقه وبی چیز ،ناقالی راه می اندازند.بازیکنان در این جشن 5 تا 10نفرند. نفر اول با پوشیدن لباس چوپانان و به سر کردن پوست بزغاله و تزئین خود ،به نقش کوسه یا ناقالی در می آ‎ید. نفر دوم پسری پانزده ساله با پیراهن وچادری زنانه ،نقش عروس کوسه را دارد. دو نفر دیگر هر کدام دو شاخ به سرشان می بندند. و چند زنگ به خود می دوزند (این دو نفر تکه نام دارند). از این دو نفر یکی توبره (خور جینی بزرگ) به دوش می اندازد و انعام مردم را جمع آوری می کند. در این میان دو تا سه نفر هم ساز ودهل دارند که نوازنده گروهند .   کوسه که در پیشاپیش گروه حرکت می کند با دستان خود صدای زنگهای بسته شده به خود را در می آورد و سپس وارد خانه ای می شود (در این روز مردم درب خانه را باز نگه می دارند)وبا پاشنه کفش ویا چوب دستی خود ضربه ای به طویله می زند با این اعتقاد که این کار شگون دارد .وخیر وبرکت برای صاحب خانه می آورد.کوسه همچنان صدای زنگها را در می آورد.اشعاری را می خواند.بعد از آواز خوانی کوسه .دو تکه (افرادی که در پوست بز نر هستند ) با یکدیگر چوب بازی می کنند وعروس و کوسه با هم می رقصند. اوج جشن و هنر نمائی کوسه و همراهان در منزل کد خدای ده است . در این خانه کوسه هنر نمائی را به حد کمال می رساند و صاحبخانه مبلغی پول یا خوراکی به کوسه می دهد.  اشعاری که در این مراسم خوانده می شود عبارت است از :

 

 ناقالی گنده گنده  چهل رفته پنجاه مونده

 و یا ترکی آن: ناقالده آی ناقالده    قرخ گده اله قالده

mashalko.blogfa.com/post-164.aspx

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت 17:5
گذری بر آداب و رسوم مردم شهرهای استان مرکزی در ایام نورز
=================

خبرگزاری فارس: مراسم عید نوروز در استان مرکزی نیز مانند تمام نقاط ایران با تدارک سفره هفت‌سین آغاز می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس از اراک، در محلات چند روز قبل از عید، مردم شروع به تمیز کردن خانه‌ها و شستن قالی‌ها می‌کنند. پنبه لحاف کهنه را دوباره حلاجی کرده و تمام خانه را آب و جارو می‌کنند. آنها از یکی از دو هفته مانده به عید، عدس، نخود، ماش یا گندم سبز می‌کنند. مردم شهرستان اراک در آخرین پنج‌شنبه سال بر سر مزار اموات خود رفته و سپس به دیدار کسانی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند، می‌روند و با خود گلاب، خرما و حلوا می‌برند. در روستای خورهه محلات قبل از تحویل سال عده‌ای به امامزاده حکیمه خاتون می‌روند و بعد به خانه خود رفته و دوباره بعد از تحویل سال نیز به امامزاده می‌روند و به این کار زیارت دو ساله می‌گویند. مردم شهرستان دلیجان نیز نوروز را با شور و هیجان غیرقابل وصف جشن می‌گیرند، یکی از رسوم گذشته در این منطقه هله‌هله است، این مراسم 50 روز به عید مانده انجام می‌شد، عده‌ای از جوانان در حالی که کوله‌هایی روی دوش خود داشتند، دور هم جمع می‌شدند، یکی از آنها لباس زنانه می‌پوشید و دیگری به نقش تگه(بز) در می‌آمد و زنگوله‌های زیادی به کمر خود می بستند و در روستا به راه می‌افتاندند و با سر و صدا و شادی می‌خواندند: هله، هله، هو، هو صد غله، هو، هو یعنی 100 روز جمع‌آوری غله (گندم و جو) مانده است، 50 روز به نوروز داریم *در شهر ساوه در شب قبل از عید مراسمی توسط زنان انجام می‌شود، در این شب زنانی که نذر دارند نیت کرده و اسم خود را روی کاغد می‌نویسند و کاغذ را داخل بستو( کوزه سفالی) می‌اندازند، گاهی به جای نوشتن اسم، یک سکه، انگشتر و یا چیز دیگری را برای نشان داخل ظرف می‌اندازند، صبح روز بعد یکی از زنان مورد اعتماد در حالی که دعا می‌خواند هر یک از نشانه‌ها را بیرون آورده و بدین صورت هرکس به نیتش می‌رسد. در روستای آقچه ‌قلعه در این شب مراسم شال سان ماخ اجرا می‌شود، در این شب جوان روستا به گروه‌های سه تا پنج نفری تقسیم می‌شوند، هر یک از گروه‌ها محدوده‌ای از منازل روستا را برای خود مشخص می‌کند و گروه‌ها به پشت بام‌خانه‌ها رفته و با استفاده از طناب، چارقدی که همراه دارند را به داخل ایوان خانه می‌فرستند، صاحبخانه که از این مراسم مطلع است و متوجه حضور آنها می‌شود، تخم‌مرغ، جوراب، پول و یا هر چیز دیگری را که از قبل آماده کرده است، داخل چارقد آنها می‌گذارد. آخرین روز سال علفه نام دارد، در این شب مردم شهر خمین سعی می‌کنند در همه اتاق‌ها چراغ روشن کنند. در روستای مکان در روز علفه مقداری علف سبز از کنار جوی آب می‌چینند و در طاقچه اتاق‌نشیمن می‌گذارند. در روستای خوگان در روز عرفه از کنار جوی آب مقداری علف سبز می‌چینند و بر سر در همه اتاق‌های منزل نصب می‌کنند و نیز بر روی بام خانه‌ای آتش روشن می‌کنند، در آغاز سعی می‌کنند بر روی بام خانه‌ای آتش روشن ‌کنند که در آن سال یکی از افراد خانواده‌اش مرده باشد. در این شب بچه‌ها پشت در خانه‌های روستاییان می‌آیند و از هر منزل تخم‌مرغ پخته و شیرینی می‌گیرند. در روستای دره شور در روز علفه مقداری علف از بیابان می‌چنیند و داخل طاقچه می‌گذارند و کنارش آیینه، قرآن و چراغ روشن می‌گذارند.

*تحویل سال؛ به هنگام تحویل سال همه افراد خانواده در منزل بزرگ فامیل یعنی پدر یا پدر بزرگ خود جمع می‌شوند و دور سفره هفت سین می‌نشینند و قرآن می‌خوانند و گاه با حافظ نیز تفال می‌زنند. در سفره‌های هفت سین انواع خوراکی‌ها مانند سبزی، سیر، سنجد، شیرینی، تخمه، نقل، کشمش، نخود، علف سبز، تخم‌مرغ رنگ شده، انواع میوه‌ها و آیینه قرآن و چراغ نفتی می‌گذارند و بعد از تحویل سال کوچک‌ترها دست بزرگ‌ترها را بوسیده و همه با هم روبوسی می‌کنند و عید را به یکدیگر تبریک می‌گویند، سپس بزرگ خانواده به هر یک از حاضرین دو عدد تخم مرغ و یک جفت جوراب و یا پول عیدی می‌دهد، پس از آن نیز به خوردن خوراکی‌های داخل سفره مشغول می‌شوند. پختن رشته پلو در شب عید بسیار مرسوم است. این امر اشاره به پیوستگی رشته زندگی و محبت‌ها دارد، در روستای دره‌شور از توابع شهرستان خمین در ظهر روز عید آشی به نام جودوغ می‌پزند و در شب عید غذای ویژه این شب یعنی سبزی پلو با ماهی، پخته می‌شود. در روستای برزیجان از توابع شهرستان محلات در مجمع‌ای گندم بو داده و تخم مرغ می‌گذارند و معتقدند که این غذاها متعلق به قره یا پیرزن است که در موقع عید می‌‌آید و سهم خود را برمی‌دارد، علاوه بر آن نان‌های سوراخ‌دار می‌پزند و داخل مجمع می‌گذارند تا پیرزن بیاید و از آن بخورد. در شهرستان محلات کاسه ماستی را در سفره می‌گذارند و اعتقاد دارند که ننه پیرزن می‌آید و انگشت به ماست می‌زند و بدین ترتیب ماست برکت پیدا می‌کند. در گذشته به جای سفره هفت سین در موقع تحویل سال سینی بزرگی مرسوم به مجمع را پر از بادام فندق پسته شیرنی، سبزی تخم‌مرغ رنگ شده، کشمش، نخودچی، گردو، انجیر خشک و آیینه و قرآن می‌کردند آنها معتقد بودند در موقع تحویل سال تخم‌مرغ در سینی تکان می‌خورد، حیوانات نشخوار می‌کنند و آب از حرکت می‌ایستد، هر کس در این وقت دعایی بکند، دعایش مستجاب می‌شود، آن‌ها به سفره هفت سین سرفه سال می‌گفتند. در دید و بازدید بعد از تحویل سال، کوچک‌تر‌ها به دیدن بزرگ‌ترها می‌روند و عید مبارکی می‌کنند و عیدی می‌گیرند. در روستای قیدو از توابع شهرستان خمین، همه اهالی روستا با خود میوه و شیرینی می‌آورند و در مسجد محل جمع می‌شوند و مراسم دید و بازدید عمومی را آغاز می‌کند. معمولا تا سه روز رفتن به خانه بزرگ‌تر‌ها به صورت دسته جمعی ادامه می‌یابد و پس از آن هر یک از افراد یک روز را برای بازدید مشخص می‌کنند. انتهای پیام/م10

ببین نیوز :جلوه های نوروز باستانی در آئین های مردم استان مرکزی

خبرگذاری فارس شماره : 8812240066

88/12/26 - 11:10