قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

هر وبلاگی به جز این وبلاگی که از امشب تعطیل شد مورد تائید من نیست .چنانچه از این نام در جایی استفاده شده باشد پیگرد قانونی دارد

چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

اس ام اس های عاشورایی

کلمات کلیدی :موجان، mojan

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

 

 


 

 

 

جلوه گری به روی نی سرت چو ماه میکند
غروبت ای هلال من عمر تباه میکند
درون محمل مرا ز روی نی نگاه کن
ببین چگونه دخترت تو را نگاه میکند

السلام علیک یا قتیل العبرات
حسین آن مظهرجود و سخاوت
حسین آن کشته ی راه ولایت
حضور مصحف آن سرو خرامان
به با می خاست با تکریم قامت

در کرب وبلا حماسه ی خون آمد
خورشید شرف به صحن گردون آمد
در وصف حسین ابن علی میگویم
از عشق هر آنچه بود،بیرون آمد

امشب وقوع مرگ تو را جار می‌زنند
رخسار ماه را غم و زنگار می‌زنند
نوزادها برای علی اصغرت هنوز
با اولین تنفس خود زار می‌زنند

 

من در همین شروع غزل ، مات مانده‌ام
حیران سرگذشت نفس‌هات مانده‌ام
باید شهید بود و تو را خون‌چکان سرود
شرمنده‌ام اسیر عبارات مانده‌ام

 

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

شیعه آیا فقط اشک و آه است؟
این تصور بسی اشتباه است
اشک بی‌معرفت ، آب چشم است
اشک بامعرفت تیغ خشم است

خنده کنان می رود ، روز جزا در بهشت
هر که به دنیا کند ، گریه برای حسین

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه ی ما می شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

در خیمه یکی در آتش تب می سوخت
مانند ستاره در دل شب می سوخت
وقتی که به خیمه ها هجوم آوردند
ای کاش دلی به حال زینب می سوخت

آن شب عطر نینوا از یاس بود
پاسبان خیمه ها عباس بود
یا ابوالفضل العباس

همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

به گونه‌ی ماه/ نامت زبانزد آسمان‌ها بود/ و پیمان برادریت/ با جبل نور/
چون آیه‌های جهاد محکم/

تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد/ و ساعتی بعد/ در باران متواتر پولاد/ بریده بریده/افشا شدی/

و باد/تو را با مشام خیمه‌گاه/ در میان نهاد/

و انتظار در بهت کودکانه‌ی حرم/ طولانی شد/

تو آن راز رشیدی/ که روزی فرات/ بر لبت آورد/ و کنار درک تو/ کوه از کمر شکست / خط تو با خون تو آغاز می شود/
از آن زمان که تو ایستادی/ دین راه افتاد / و چون فرو افتادی/ حق برخاست

اس ام اس آنان که رفته اند کاری حسینی کرده اند و آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند.

به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب.

- شامگاه عاشورا، آسمان تمام ستاره‌های خود را می‌گرید و بدین فرجام، قطره اشک درشتی از خون، از گوشه پلک آسمان به بیرون می‌لغزد. خورشید، آغاز دهمین روز از ماه محرم 61 هجری را اعلام می‌کند.

و تو شکستی و " راستی " درست شد/

و از روانه ی خون تو / بنیاد ستم سست شد.

بعد از هزارسال هنوز اشک می‌چکد
از مشک پاره‌پاره سقا غروب‌ها

بگذار بگریم/ خون تو، در اشک ما تداوم یافت/ و اشک ما ،صیقل گرفت/ شمشیر شد/ و در چشمخانه ی ستم نشست.

آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب یک قطره عطش نبود در باور آب
گلهاى خدا زتشنگى پژمردند اى خاک تمام کربلا بر سر آب

 

در همهمه ی حیرت و بی کسی ،دستان تهی مانده ی ما را ، از دامان بلند نگاهت ،کوتاه مکن

در چمن ،آه، این همه خونین کفن/ باز بقایای شبیخون کیست؟

 تو کلاس فشرده تاریخی / کربلای تو / مصاف نیست / منظومه بزرگ هستی است / طواف است.

انگشت تو از دست چرا افتاده؟
گل از چه ز شاخه ای جدا افتاده؟
ای ناطق قرآن که جداگشته سرت؟
بسم الله این سوره کجا افتاده؟

شوریده سری که شرح ایمان می کرد
هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد
با نای بریده نیز بر منبر نی
تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد

حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است که هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏کند.

آه،/ در حسرت فهم این نکته خواهم سوخت/ که حج نیمه تمام را/ در استلام حجر وانهادی/ در کربلا/ بوسه بر خنجر تمام کردی.

لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید
جامی ز زلال آفتابم بدهید
من پرسش سوزان حسینم یاران
با حنجره عشق جوابم بدهید

تو قرآن سرخی/ "خون آیه" های دلاوریت را/ بر پوست کشیده ی صحرا نوشتی/ و نوشتارها/ مزرعه ای شد/ با خوشه های سرخ/ و جهان یک مزرعه شد/ با خوشه ، خوشه ، خون/ و هر ساقه/ دستی و داسی و شمشیری/ و ریشه ی ستم را وجین کرد/ و اینک/ و هماره/ مزرعه سرخ است.

 گل آمد و ویرانه ما گلشن از اوست
ماه آمد و کاشانه ی ما روشن از اوست
من با پدرم قول و قراری دارم
جان باختن از من است و دل بردن از اوست

گر بر ستم قرون ، بر آشفت حسین (ع)
بیداری ما خواست ، به خون خفت حسین(ع)
آنجا که زمان ، محرم اسرار نبود
با لهجه‌ی خون ، سرّ گلو گفت حسین (ع)

چون دید به نوک نی سرش را خورشید
بر خاک ، تن مطهرش را خورشید
آرام ، حریر نور خود را گسترد
پوشاند برهنه پیکرش را خورشید

این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

برخاست با تلاوت خون، بانگ یا اخا
وقتی «کنار درک تو، کوه از کمر شکست"

حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است که هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏کند.

ای تیر! سوی مشک من این سان بلا مریز ،بر من ببار ، بهر خدا آب را مریز! هرچند،تیر، مشک و دلم را دریده است ، ای آب! همتی کن و ، تا خیمه ها ، مریز!

شمشیری که بر گلوی تو آمد
هر چیز و همه چیز را
به دو پاره کرد:
هر چه در سوی تو ،حسینی شد
و دیگر سو , یزیدی.

- خورشید بر این تیره مغاک افتاده است؟
یا بر سر نی آن سر پاک افتاده است؟!
بر عرش نی از تلاوت او پیداست
هفتاد و دو سوره روی خاک افتاده است


تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم
کربلا میقات توست
محرم میعاد عشق
و تو نخستین کسی
که ایام حج را
به چهل روز کشاندی
- و اتممناها بعشر

زخون دل به نعشت گل فشانم
کنار جسم مجروحت بمانم
زخون حنجرت گیرم وضویی
به زخم پیکرت قرآن بخوانم

به چشمم اشک دامن دامن تو است
دلم صد پاره چون پیراهن تو است
زیارتگاه رگ های بریده
زیارت نامه ام زخم تن تو است

چگونه تن به زیر ننگ دادند
چگونه با تو حکم جنگ دادند
نه تنها منع از آبت نمودند
جواب آب را با سنگ دادند

یقین دارم ز قرآن سر بریدند
هم از دین هم ز ایمان سر بریدند
اگر چه آب مهر مادرت بود
تورا با کام عطشان سر بریدند

ولیّ کبریا را سر بریدند
امام اولیا را سر بریدند
گواهی می دهم با کشتن تو
تمام انبیا را سر بریدند

به دل بغض نبی را چاره کردند
عیال الله را آواره کردند
زخنجر گشت قرآن آیه آیه
تمام آیه ها را پاره کردند

خورشید خاک آلود بر نی جلوه گر شد
حلقوم خشک نی ز خون تازه ، تر شد
آن سر که قرآن می تراوید از لبــــانش
عازم به شام خیزران و طشت زر شد

ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه ی امتحان فراهم گردد
ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر "علی" اگر کم گردد

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

 

حلال جمیع مشکلات است حسین
شوینده ی لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست
جائی که سفینه النجاه است حسین

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخوان ای دل که صبرم رفته از دست
بخوان ای دل محرم آمد از راه
بخوان اجر تو با عباس بی دست

بخشودگی اهل گنه درصف محشر
وابسته به یک گردش چشمان حسین است


در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

.... و این است حسین, سر سلسله ی تشنگان, که حتی دشمن را سیراب می کند

 

ای بزرگ خاندان آبها
آشنای مهربان آبها
در مقام شامخ سقائیت
بند می آید زبان آبها
با تماشای لب در یائیت
آب افتاده دهان آبها

مثل دریایی ولیکن میدهی
مشک خشکی را نشان آبها
زیر بار تیر های مشک تو
خورد گردید استخوان آبها

بعد لبهای تبسم ریز تو
گریه افتاده به جان آبها
از وداع تو حکایت می کند
دستهای پر تکان آبها
گریه امروز مال چشم تو
گریه فردا از آن آبها
راستی بی تو چه رنگی میشود؟
شعرهای شاعران آبها...

دامن علقــمه و باغ گــل یاس یکیست
قمـر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای "اباصالح" و" عباس" یکیست


گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
باقلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا تصویری از سقا کشید
گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم
گریه کرد آهی کشیدو زینب کبری کشید