قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

هر وبلاگی به جز این وبلاگی که از امشب تعطیل شد مورد تائید من نیست .چنانچه از این نام در جایی استفاده شده باشد پیگرد قانونی دارد

شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠

اولین جلد از گاهنامه وطنم موجان

کلمات کلیدی :موجان، mojan

این هم اولین شماره از گاهنامه ای که قول داده بودم البته تعدادی از این مجموعه در روستای موجان سوپر سعید موجود می باشد که علاقه مندان می توانند آنرا تهیه و مطالعه نمایند


 

 

 

سخن سردبیر:

 

سالهای زیادی به این فکر بودم تا با قلم زدن و نگاشتن تاریخ گذشته، تداعی کننده  بعضی خاطرات تلخ و شیرین، باعث ایجاد نقطة مثبتی در زندگی
 هم وطنانم در روستای موجان گردم، در سال 1388 این فرصت ایجاد شد و از طریق اینترنت و وبلاگ، به لطف حضرت دوست و عنایت و دلگرمی دوستان، دفترچه خاطرات با صمیمیت و همدلی ایشان ورق خورد و باعث مسرت، شادمانی و استقبال اکثریت دوستان گردید. ولیکن کافی نبود، پس گاه نامه فرصت بهتری شد تا امکان دسترسی بیشتر همشهریانم به مطالب مورد دلخواه فراهم گردد، و این امر میسر نخواهد شد مگر با همکاری  شما سروران، دوستان و همکاران .... با آرزوی توفیق روزافزون.

در پایان ذکر این نکته ضروریست که ارسال اخبار، مطالب فرهنگی، آموزشی، شعر، عکس، نقد عالمانه و پیشنهاد سازنده می تواند بر غنای گاهنامه بی‌افزاید.

سردبیر:    تقی ساده

همکاران: مهندس حسن ساده، دکتر داود ساده، مهندس‌یوسف‌یزدیان‌ و جواد ساده

باتشکر از دهیار و شورای محترم روستای موجان

 

 

آدرس وبلاگ: www.amotaghi.persianblog.ir

آدرس اینترنتی: taghisadeh@gmail.com

تلفن همراه : 09124528439

تلفن ثابت   : 7730620 (0251)


 

معرفی کتاب:

 

خلج ها یادگار ترک های باستان

 

      این کتاب حاصل پژوهش آقای علی اصغر جمراسی (فراهانی) است که در سال ۱۳۸۵ توسط نشر پیام پویا به چاپ رسیده است. هدف از نوشتن این کتاب بنا به نظر مولف تدوین اثری مستقل، پیرامون تاریخ قوم خلج و تولید ادبیاتی در این حوزه در راستای پاسخگویی به نیازهای دانشوران ترک شناس است. اما شاید مهمتر از همه این موارد هدف اصلی می تواند آشنا کردن مخاطبین و خلج زبانها با تاریخ گذشته خویش و ایجاد انگیزه جهت تقویت هویت فرهنگی آنان باشد. از این حیث که قوم خلج دارای فرهنگ و آیین مستحکم و قوی بوده که از غنای تاریخی کهن برخوردار می باشد. روش تحقیق در این کتاب بر پایه گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی است. این کتاب از نظر ساماندهی مطالب علاوه بر پیشگفتار از یازده فصل تشکیل شده است که اهم مطالب آن عبارتست از: مفاهیم لغوی، اصطلاحی، مکانی و نژادی اقوام خلج، جایگاه و موقعیت خلج ها، نقش این قوم در طول تحولات تاریخی حکومتها، گروه بندی های داخلی خلج ها و آثار تاریخی، فرهنگ و آداب به جا مانده از خلج ها.

خلج به معنای محل و قوم است و یکی از اقوام بیست و چهارگانه ترک محسوب می شود که دارای فرهنگی غنی و کهن می باشد. این قوم چهارده قرن پیش به اتفاق توخسی ها و چیگیل ها که شاخه ای از خلج ها بودند قسمتی از اتحادیه عظیم خلج را تشکیل می دادند. خلج ها پیش از اسلام تا قرن هفتم میلادی در یک موقعیت جغرافیایی واقع در ترکستان بزرگ، از غرب به شرق

 

بین فرغانه، تالاس، سمرقند، بالاساقون، اوچ تورفان و از شمال به جنوب از حوالی دریاچه بالخاش تا تخارستان، ایسی گول و ایلی سفلی سکونت داشته اند.

خلج همواره در طول تاریخ به کثرت قوم و جمعیت شهرت داشته است. مورخین ایرانی و عرب نیز همواره اسم این قبیله را کنار سایر اقوام امثال هندی ، افغانی و ترک به صورت جداگانه آورده اند. اویغورها با استعانت خلج ها مغولستان را تسخیر کرده و در سال ۷۴۵ میلادی دولت اویغور را بنیان گذاشتند. این امپراطوری به مدت یک قرن دوام آورد ولی بعدها خلج ها بر علیه آنها قیام کردند ولی شکست خورده و مجبور به مهاجرت از ترکستان شرقی به غربی شدند. از این تاریخ به بعد خلج ها حیاتی توام با پراکندگی و تفرق را گذراندند و در همین تاریخ بخشی از خلج ها از ماوراءالنهر عبور کرده و به سمت خراسان بزرگ مهاجرت کردند. از اوایل قرن دهم میلادی همزمان با پذیرش اسلام توسط اقوام خلج بخشی از خلج ها به خدمت سلطان محمود غزنوی درآمدند و توسط وی در مناطقی از خراسان بزرگ از جمله ابیورد مسکن گزیدند. اما با جانشین سلطان محمود یعنی مسعود غزنوی نتوانستند مماشات نمایند لذا در جنگ دندانقان از طغرل سلجوقی حمایت نمودند و پس از شکست مسعود غزنوی و فرار او به سمت هند بخش عظیمی از قوم خلج همراه با طغرل سلجوقی بر اساس دعوت خلیفه عباسی به مرکز ایران آمدند و در نواحی ری، ساوه، همدان و اصفهان ساکن شدند. تحقیقا خلج های ساکن خلجستان استان قم و مرکزی از بازماندگان سپاهیان سلجوقی هستند که پس از تحمل رنج های طاقت فرسا در این مکان ساکن شده اند. در حال حاضر خلج ها در نواحی بین قم ، ساوه، تفرش و آشتیان که به خلجستان معروف است اقامت دارند که جمعیت آنها در سراسر ایران حدود پنجاه هزار نفر است که به زبان و گویش خلجی سخن می‌گویند و علی رغم محصور بودن در میان سایر اقوام، فرهنگ و آیین خود را حفظ نموده اند.

منبع

  • علی اصغر جمراسی(فراهانی). خلجها یادگار ترکهای باستان، انتشارات پیام پویا، 1385

 

 

خلج در شاهنامه فردوسی

برآسود یک هفته لشکر نراند                        زچین مهتران را همه پیش خواند

برآورد میلی زسنگ و ز گج                         که کس را به ایران ز ترک و خلج

نباشد گذر جز به فرمان شاه                        همان نیز جیحون میانجی به راه

 

تاریخچه انگور

 

      انگور را از زمانه‌های قدیم میشناختند و از مزایای آن آگاه بودند. سقراط، حکیم یونانی قرن چهارم و پنجم قبل از میلاد، در آن روزگاران برگ انگور را برای معالجه امراض قلب، کبد، معده، ورم زخمها توصیه میکرد. دیسکوریدحکیم نیز در قرن اول میلادی، از برگ های انگور برای درمان خونریزی و خلط خون استفاده میکرد. در برگ انگور، تانن، ساکاروز، لولوز، اینوزیت، نشاسته، کلوسترین، کاروتن و اسید های گوناگون موجود است. هسته انگور دارای اسیدوینیک، اسید مالیک، اسیداکرالیک و غیره میباشد. انگور رسیده سرشار از ویتامین های آ، ب و ث میباشد. یک کیلوگرم انگور، یکصد الی یکصدو پنجاه گرم قند دارد. بعلاوه آهن، کلسیم فسفور، املاح معدنی، چربی، اسید ها و غیره. یک کیلوگرم انگور 900 کالری انرژی تولید میکند.

خواص انگور:

انگور ترشی خون را از بین میبرد و به علت داشتن پتاسیم مقوی قلب، به نسبت داشتن آهن و منیزیوم دوای کم خونی و به علت داشتن آهک مانع نرمی استخوان میگردد.

فواید ویژه:

در مبارزه علیه سرطان نقش مهمی دارد. به بهبود علائم آرتریت و به رفع بیماری های کلیوی و مجاری ادرار کمک می کند. می تواند سبب درمان پرفشاری گردد. انگور برای سلامتی قلب، ریه و کلیه نافع است و به علت داشتن املاح و مواد سلولزی، ملین بوده و برای مبتلایان به اوره ی خون مناسب و سازگار است. این نکته را هم بدانید یبوست که عوارض آن بی اشتهایی، نفخ، سردرد، تشنگی مفرط و بد بویی دهان است با خوردن آب انگور تازه برطرف می شود. 

 

 

آیا می دانید که :

                                                                   

هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد .

اگرتمام رگ‌های خونی یک انسان را در یک خط راست بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود.

تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است .

یک لیتر سرکه در زمستان سنگین‌تر همان مقدار سرکه در تابستان است .

تنها قسمت بدن که خون ندارد، چشم است .

شتر در 3 دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد.

کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون بیاورد.

پروتئین تخم مرغ از پروتئین گوشت و شیر بیشتر است.

کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.

یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.

چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!

هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.

اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند.

قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است.

هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند.

 

بازیهای قدیمی در روستای موجان

سه تُوپه :

مَرّه

محل شوت کردن

                                                        

 

منطقه پوچ

منطقه پوچ

 

 

 

 

وسایل مورد نیاز:

 

1- حداقل یک عدد چوب به طول یک متر و نیم

2- یک عدد توپ پشمی

تعداد نفرات هرتیم باید حد اقل 3 نفر باشند ولی چنانچه افراد بیشتر بودند تعداد افراد تقسیم به دو شده به طور مساوی در دوتیم جای می گیرند.

قوانین بازی:

1- هرتیم برای هر دور بازی فقط مجاز به شوت کردن 6 توپ می باشد که 3 توپ اول را 3 نفر و 3 توپ آخر را یک نفر می زنند.

2- شوت کردن: شخص با یک دست انتهای چوب را گرفته و با دست دیگر که معمولا دست غیر فنی است توپ را به ارتفاعی که دلخواه خودش است به هوا می اندازد و وقتی توپ در حال پائین آمدن است باید ضربه ای به توپ بزند که در جهت ضربه به صورت افقی مسیری را طی کند . چنانچه بتواند دقیقا محاسبه کند که چه موقع ضربه رابه توپ بزند توپ بیشترین مسافت را طی می کند البته محاسبه کردن احتیاج به تمرین دارد . گاهاً می شود این توپ را کسی دیگر برایش پرت کند یعنی در ارتفاعی به هوا بیندازد و فرد اقدام به شوت کند.

 

 

3- چنانچه کسی از اعضای تیم بخواهد از شوت های نفر سوم استفاده کند یعنی مثلاً‌؛ دو توپ از سه توپه را یک نفر و توپ آخر را او شوت کند باید حتماً قبل از ضربه زدنهای اول از تیم مقابل اجازه بگیرد ؛چنانچه اجازه داده شد مجاز است در یکی از ضربات سه توپه شریک شود.

4- مبداء ضربه مشخص است- شاید هیچ نشانه ای نباشد ولی همه افراد بالاتفاق از آن نقطه اقدام به بازی می کنند.

5- در فاصله ی حدوداُ 50متری از مبداء تعدادی سنگ گذاشته می شود که به آن مََرّه می گویند.

6- وقتی هر نفر ضربه ای به توپ زد ؛باید توپ او از مَرّه بگذرد

7- چنانچه ضربه آرام باشد یا دقیقاٌ به توپ نخورد یا به هر دلیل دیگر به مَرّه نرسد این شخص مُرده محسوب می شود .پس باید با اولین توپی که نفرات بعدی زده و از مَرّه می گذرد  باسرعت به سمت مَرّه دویده و برگردد یعنی حتماٌ پایش به مَرّه یا به خطی که در عرض این مسیر قرار دارد برسد و بازگردد تا زنده شود. وبتواند در مرحله بعد شوت بزند.

8- هرگاه شخصی اقدام به شوت کرد و توپ او به مَرّه نرسید اصطلاحاُ مُرده محسوب شد؛ او باید در اولین ضربه خود رابه مَرّه رسانده و برگردد، چنانچه همان موقع که پایش به مَرّه رسید قبل از برگشتن توپ از مَرّه عبور کرد این شخص باید در همان نقطه (مَرّه) بماند تا یکی از شوت ها به مَرّه برسد تا او برگشته و زنده شود.

9- چنانچه هیچ کدام از شوت ها به مَرّه نرسد تیم باخته و باید جایش را به تیم مقابل بدهد.

10- تیم طرف مقابل باید همیشه آماده باشند تا وقتی توپی شوت شد ؛توپ را بگیرند که اگر توپ توسط هر کدام از افراد تیم گرفته شود تیم مقابل باخته است.

11- تیم مقابل که توپ را میگیرد می تواند ابتدا بوسیله یک نقطه از اعضاء بدنش به توپ ضربه بزند (مثلا کف دستها یا سر یا هر قسمت دیگر) و بعد از آن توپ را بگیرد.

12- تیم برنده کسی است که اقدام به شوت می کند.

13- هرگاه توپی شوت شد و کسی نتوانست آنرا بگیرد یعنی به زمین برخورد کرد باید سریع توپ را برداشته و به نزدیکترین فرد به مَرّه برسانند تا او باضرب دست توپ را به بدن یکی از بازیکنانی که مُرده بودند و تا نقطه مَرّه دویده اند و در حال بازگشت هستند بزند که اگر توپ به بدن (بجز کف دستها) هر کدام برخوردکند تیم باخته وباید جای تیم ها عوض شود.

14- دیگر از قوانین این بازی اینکه همانند پرتاپ دیسک در مسابقات دو ومیدانی که یک میدانی برای پرتاپ مشخص می شود؛ در این بازی مسیرهایی برای شوت کردن مشخص میشود و مکانهایی هم معین می شود که اگر توپ شوت شده به آن مکانها برود اصطلاحاً توپ پوچ شده وتیم باخته است.

قانون دیگر اینکه؛ چنانچه شخصی غیر از بازیکنان اصلی اقدام به شوت کند تیم باخته است البته به شرطی که تیم مقابل بفهمد .

 

 

شعر

اهل موجانم

روستایم سرسبز

دورتا دورش کوه

کوههایش همه سرتابه فلک پیچیده

کوههایی که غم و رنج فراوان دیده

کوهی از جنس غرور

نام آن قافلان کوه

پای کوهها همه دشت

در فراسویش باغ

فرش باغش همه از برگ قشنگ انگور

یک طرف باغک بالا، هرزآب

یک طرف باغک پایین، سردآب

اهل موجانم

مردمش ساده و یکرنگ

و با حال و صفا

همه با غیرت و با شورونوا

خانه ای ساخته ایم از گل و کاه

سقفش از تیروکلاف

پله های سنگی

خشت خشتش همه یادآور آن خاطره ها

روزگاری که نه غم بود و نه آه

همه پاکی و صفا


 

 

صبح ها بعد نماز

مادرم بود و خمیر

بوی نان، بوی فتیر

بوی دود از سر دیوار تنور

بوی نم روی گلیم

و صدایی که هنوز

می خورد بر سر دروازه گوش

گِچِه بدمصّب و هی هی میراث

آری آهنگ صدای چوپان

در میان کوچه

وقت هی کردن یک گله به پیش

از بز و بره و بزغاله و میش

از میان ده ما تا صحرا

 

 

ولی افسوس

صدافسوس که آنروز شد امروز و امان از فردا

اهل موجانم .......

 

 

(ادامه شعر در شماره های آینده انشاا...)

شعر از جواد ساده

 

بی صبرانه منتظر اشعار زیبای شما نیز می مانیم.....

 

 

جدول

 

 

1

 

2

 

3

 

4

 

5

 

6

 

7

 

8

 

 

 

9

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

”

 

 

2

”

 

 

”

 

 

 

 

”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

 

 

”

 

 

 

”

 

 

 

 

 

”

 

 

 

 

”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افقی:

1-       بلندشو خلج و چاک دیوار-  مرغ خلج و کاری در دعوا – کار خلج و عشوه زنان

2-      راه خلج و موی اسب

3-     تعجب زنانه -  یک خلج – می خورند و لنگر می اندازند – انگور خلج و فروبردن غذا

عمودی:

1-       زبان خلج و از لوازم زنانه – خانه خلج و صدا زدن بی ادبی

2-      کوچک و نخند خلج و مفرد کلام

3-     یافت نشدنی

4-     بچه خلج و میوه نارس

5-     گوشت خلج و حرف جمع عربی – از اعداد

6-      عامل فتنه

7-     دور خلج و برعکسش بزرگتر از کشور

8-    بهترین سوغات موجان

9-      وطنم...

 

مصاحبه با یکی از اهالی 

 

سلام : ابتدا خودتون را برای خوانندگانِ گاهنامه وطنم موجان معرفی کنید:

بنده عباسعلی قزاقی فرزند فتح الله ،متولد 1316 هستم.

مشت عباسعلی لطفا در مورد شغلتون توضیح بدید.

قدیم من در تهران لحاف دوزی می کردم ، البته از کودکی در دهات موجان بزرگ شدم و شغل اصلی ما کشاورزی بود.

دامداری هم داشتید؟

نه به اون صورت ،اما همیشه چند تایی که کفافت شیر و گوشت خودمان را بدهد داشتیم.

در مورد شُغلتون می گفتید.

بله بیشتر کشاورزی بود و الان هم به کشاورزی مشغولم.

کشاورزیِ شما چی داره؟

هیچی فقط زحمت .

چه چیزهایی می کارید؟

اینجا بیشتر گندم و جو ونخود هست در سالهای پُر آبی لوبیا ، عدس ، سیفی جات هم داریم البته به اندازه  خوراک خودمان .

سر درخت چی ؟ باغات چی  دارید؟

در موجان درخت و باغات آن بیشتر انگوره ، بعد ازاون بادام ، گردو، سیب، زردالو و سر درختی های دیگه ؛ الان چند ساله که سردرختی ها را هم سرما می بره .

فرمودید انگور ، بفرمائید چه نوع انگورهایی دارید؟

اینجا بیشتر انگور عسگری هست، بعد از اون چرکِنک، تَوَرضه، دلِ خُراس،  لعل، شیرازی،بی دانه، انگور سیا و صاحبی.

 

ببخشید کلامتون را قطع می کنم ؛سوال زیاد است اما بیشتر می خواهیم در مورد خودتان بگوئید ؛ شنیده ایم که به جبهه هم اعزام شدید ؟ می شه یه کمی توضیح بدید؟

من 3  ماه و 13 روز در جبهه بودم .

در کدوم منطقه ؟

اهواز، من فقط در جنوب بودم ، اندیمشک 

در جبهه چه می کردید؟

تمام دوره ام را در آشپزخانه بودم ، برای رزمنده ها غذا درست می کردیم ، غذای درست شده را داخل یکسری ظرف ریخته و می فرستادیم برای خط مقدم.

خاطره ای هم از جبهه برا ی خوانندگان تعریف کنید.

یادم هست هنگام عملیات والفجر 8 در منطقه فاو بود که یک شب یک تریلی 24تنی برنج رسید ، همکاران من عباس بهرامی و ابوالفضل بهرامی هردو اهل ور و نیم ور بودند، به حاج عباس گفتم پاشو ، حاج عباس گفت یه کامیون باره، گفتم باشه، اگر نمی تونی برو بچه هارا خبر کن  ، یاالله؛ وبلاخره دو نفره تمام 24تن برنج را خالی کردیم ، آخراش تمام بدنمون خیس شده بود ، نکته مهم این داستان این بود که بنده سالهای قبل از این ماجرا دچار یک کمر دردی بودم که قابل تحمل نبود و هیچگاه نمی تونستم به راحتی بنشینم ، اما اونشب بعداز تخلیه برنجها کمردرد به کلی از بدنم بیرون رفت و تا سالها هیچ احساس دردی در ناحیه کمر نداشتم ولی متاسفانه تازگیها به علت کهولت سن کمی پادرد دارم از شما التماس دعا دارم .

من به با اجازه از همه اهالی خونگرم موجان نیابتاًَ از شما به خاطر همه زحماتی که در این سالها در آشپزخانه مسجد و حسینه روستا و سایر امور متحمل شدید صمیمانه تشکر و از خدا برای شما عمر با عزت و طولانی خواهانم.  

 

 

کوتاه اما خواندنی:

 

همیشه حرفی  را  بزن که بتوانی بنویسی، چیزی  را بنویس  که بتوانی امضایش کنی و چیزی  را امضا کن که بتوانی  پایش  بایستی. (خورخه لوییس بورخس)

اگر برای  یک اشتباه، هزار  دلیل درست  بیاوری، می شود  هزار و یک  کار اشتباه (ابن سینا)

اگر دست تو برای تغییر گذشته بسته است، برای ساختن حال و آینده باز است؛ فرصت را از دست مده (ساموئل آدامز)

 

 

                                               

 

 

 

 

 

 

 

 

 

التماس دعا- خدانگه دار